محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
182
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
به عهد خويش وفا كرد . » « 5 » ابو بكر بن طاهر مرسيه را در ضبط آورد و سيرتى نيكو پيشه گرفت و علاوه بر اصالت خاندان و دودمان عربىاش و ثروت بيكرانش ، يكى از علماى بزرگ و بلغا و ادباى نامدار زمان خود بود . مردم مرسيه او را به سبب صفات برجسته و دورانديشى بسيار و نرمى و مدارا و پاكدامنىاش دوست مىداشتند و محترم مىشمردند . ابو بكر ابن طاهر با آنكه از حيث قدرت و سلطه هيچ كم نداشت از هيبت و شكوه ظاهرى سلطنت و امارت پرهيز مىكرد و برعكس ديگر رؤساى طوايف براى خود القاب خلافت و سلطنت نپذيرفت . تنها به اين بسنده كرد كه او را الرئيس خطاب كنند . « 6 » چون زهير العامرى در نبرد با باديس بن حبوس صاحب غرناطه در سال 429 ه / 1038 م كشته شد ، عبد العزيز المنصور صاحب بلنسيه توانست در امارت المريه جانشين او گردد و مرسيه و اوريوله نيز تابع او شد . عبد العزيز كه به مراتب حزم و رسوخ مكانت ابن طاهر آگاه بود هيچ متعرض او نشد و در رياست مرسيه باقىاش گذاشت . ابو بكر ابن طاهر با آنكه ظاهرا به عبد العزيز المنصور اظهار دوستى مىكرد ، ولى به راه خود مىرفت و در قلمرو خويش استقلال كامل داشت و از اوامر عبد العزيز آنها را اجرا مىكرد كه خود با آن موافق بود يا اوضاع و احوال شهرش ايجاب مىكرد . ابن طاهر از مداخل مرسيه هزينهء سپاه خود را تأمين مىكرد و آنچه افزون از هزينههايش مىآمد به بلنسيه مىفرستاد . عبد العزيز نيز به همين قناعت مىكرد و ميان آن دو احترام متقابل برقرار بود . در مدت حكومت او كه قريب سى سال به طول انجاميد مرسيه آباد شد و امن و آسايش بر آن حكمفرما گرديد و علوم و ادبيات به پيروى امير اديب و عالم آن رونق و رواج گرفت . مردم مرسيه سخت به او علاقه داشتند و اين موهبتى بود كه ديگر امراى طوايف از آن بىبهره بودند . ابن طاهر در اواخر ايامش يكى از نيرومندترين رؤساى آن ناحيه بود و نيز خاندان او توانگرترين خاندانهاى اندلس . ابن طاهر خود به تنهايى نيمى از اراضى مرسيه را در مالكيت خود داشت . پسرش ابو عبد الرحمان محمد - بويژه هنگامى كه در پايان عمر به بيمارى فالج مبتلى گرديد و مدتى در آن حال
--> ( 5 ) . همان مأخذ ، ص 187 . ( 6 ) . ابن الاثير : الكامل ، ج 9 / ص 100 .